سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل ) ( مترجم : سيد محمد كاظم امام )
4
طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى )
پيش ازين گفته شد كه اين كتاب ( كتاب حاضر ) ميان ديگر آثار قديمه اهميت خاصى در بر دارد ، زيرا : مؤلف آن برخى ترجمههاى عربى كتب تاريخى لاتينى را در دست داشته و از آنها بعنوان مآخذ اين كتاب استفاده كرده است - و بطور قطع وى از كتابهائى كه در تاريخ پزشكان و فلاسفه در مشرق سرزمينهاى اسلامى نوشته شده ، بويژه كتابهائى كه از زبان يونانى به عربى ترجمه گرديده هيچ آگاهى نداشته است ، براى اينكه تا زمان ابن جلجل هنوز چيزى از محصولات فكرى و آثار علمى نهضت فرهنگى اسلامى از مشرقزمين بكشور اندلس نرسيده بوده است ، و اندلسيها تا آنوقت به خوبى از اوضاع مشرقزمين آگاه نبودهاند ، ابن جلجل حتى از كتاب ( الفهرست ) ابن النديم كه مؤلف آن معاصر او بوده و در مشرق مىزيسته اطلاع نداشته ، و تفاصيل و معلوماتى را كه هريك از اين دو تن مؤلف معاصر ( نويسندهء همزمان ) دربارهء گروهى از دانشمندان و پزشكان ( چه حكما و پزشكان پيش از اسلام ؛ و چه آنهائى كه در صدر دولت اسلام بودهاند ) نوشتهاند ، باهم مباينت داشته ، و ميان ترجمههاى احوال رجال ( در هريك از دو كتاب ابن جلجل و ابن النديم ) اختلافات فاحشى وجود دارد . و به همين جهت بايد گفت كه ابن جلجل در هنگام نگارش اين كتاب ( حاضر ) اطلاعات و مطالب تاريخى آن را از مآخذ و كتابهائى كه آن زمان در اندلس مشهور و متداول بوده گرد آورده است . زبان اصلى مردم اندلس ( اسپانيا ) زبان لاتينى بود ، و در عصر ابن جلجل يعنى قرن چهارم چند كتاب تاريخى ( و غيره ) از اين زبان به عربى ترجمه گرديده بود ، ابن جلجل اين كتابها را در دست داشته ، و در نگارش كتاب خود از آنها مايهء بسيار گرفته است ، از مهمترين آنها كتاب : « پاولوس اروسيوس » مىباشد ، ابن جلجل در تضاعيف كتاب حاضر از آن بسيار ياد كرده و آن را : كتاب : « هروشيوش » ناميده است . و نيز كتاب : « الحشائش از ديسقوريدس » ، اين دو كتاب در زمان ابن جلجل ( بفرمان خليفه وقت ) نخست از زبان يونانى به زبان لاتينى ترجمه شده ، و سپس از لاتينى به عربى ترجمه كردهاند ، و خود ابن جلجل هم در اين كار فرهنگى شركت داشته است .